مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
26
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - گفت : « ذي القربى منم ! » ونام ونسب خود را بگفت . پير أو را سوگند داد كه : « راست مىگويى ؟ زين العابدين تويى ؟ » سوگند خورد كه راست مىگويم . پير گفت : « به خدا من هرگز ندانستم كه ( محمد ) را به غير از يزيد وخويشان أو خويشاوندى ديگر هست . » آنگاه بگريست واز زين العابدين عذر خواست . گويند : هفتاد كس از مشايخ دمشق به طلاق وعتاق وحج سوگند خوردند كه : « ما پيغمبر را به غير از يزيد ، خويشى ندانستيم وهمه از زين العابدين عذر خواستند وزارى كردند وأو همه را عفو فرمود . » 2 تبليغات خلاف واقع در حق بزرگان دين كه ورثهء ائمهء طاهرين عليهم السلام هستند ، در هر دوره به شكلى روى كار آمده است ؛ چنانچه در حق ائمهء معصومين سلام اللَّه عليهم در عصر خودشان تهمتها وافتراها وأكاذيب به آنها نسبت دادهاند ؛ در حق نواب عام آن حضرات وعلماى اعلام نيز نظاير آنها را گفتهاند . شمهاى از آنها را در كتاب ( سفرنامهء بافت ) نگارش داده ومقدارى از آنچه در عصر حاضر به وقوع پيوسته ، به قلم آورده است وأوضاع علماى سوء ومتشبهين به علما را شرح دادهام . مسعودى در مروج الذهب گويد : ونزل عبداللَّه بن عليّ الشّام ووجّه إلى أبي العبّاس السّفّاح أشياخاً من أهل الشّام من أرباب النّعم والرّياسة من سائر أجناد الشّام ، فحلفوا لأبي العبّاس السّفّاح أنّهم ما علموا لرسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم قرابة ، ولا أهل بيت يرثونه غير بني اميّة حتّى وليتم الخلافة 3 . تبليغات خلاف واقع بنىاميّه لَه خودشان وعليه أهل بيت عليهم السلام واقرباى واقعي رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم ورسوخ آن در أذهان مردم شام به اندازهاى رسيده بود كه در أفكار مشايخ دمشق بنابه نقل صاحب تاريخ ( تجارب السلف ) چنانچه گذشت ، جاگير شده بود واگر ورود اسراى خاندان رسالت به شام ودمشق وقوع نيافته بود ، پرده از روى كار برداشته نمىشد ونقل تجارب السلف معتبر است ؛ زيرا تاريخ مزبور از مآخذ ومصادر محسوب است واخيراً تعليقات وحواشي عموزادهءمعظم دانشمند محترم أستاذ حسنقاضى طباطبايى بر آنكتاب مستقلًا چاپ واز طرف دانشكدهء أدبيات وعلوم انساني تبريز منتشر شده است وتعليقات پر ارزشى بر آن تاريخ نگارش دادهاند . يزيد خيال كرد ، چنانچه صورت ظاهر حال نشان مىداد ، بر حسين بن علي سيد الشهدا عليهما السلام غالب آمده [ است ] وسلطنت شومش استقرار يافت وخود واعقاب واحفادش مالك رقاب أمم وقهرمان الماء والطين شد وتا قرنها أولاد وأحفاد شومش السلطان بن السلطان والخاقان بن الخاقان خواهند شد ؛ ولى در عالم خيال هم تصور نمىكرد كه در واقع سيّد الشهدا عليه السلام غالب است وآخر كار يزيد برعكس آن است . ولذا در اندك مدت از اريكهء تخت شوم سلطنت به زمين افتاد وسرنگون وتا ابد رسوا شد وپس از خودش ، پسرش معاوية بن يزيد در بالاى منبر در مسجد دمشق رسوايى پدر را بر عموم اعلان كرد . يزيد بهاندازهاى از كشتن سيّدالشهدا عليه السلام شاد ومسرور بود كه ابنزياد را نزد خود طلبيد وبه أو انعام وجايزه داد . محدث قمى رحمه الله در نفس المهموم چنانچه در ترجمهء آن كتاب است ، گويد : كسى كه در افعال يزيد وأقوال -